خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار نیمه شبی

امکانات وب

1 زودتر هم که بیایی بازهم دیر است
ظاهرت مانند همیشه نیست
چشمانت درونم را نمی بینند
به صداقتم شک داری
چطور توقع داری که مشکوک ن1م به عاشقانه هایت؟
بارها و بارها گفتم راز آنشب نحس را با تو
نخواستی باورش کنی، باورم کنی
هر بار هزاربار 1تر شدی از من
راه هزار ساله را یک شبه رفتی
خراب کردی آنچه را که ساخته بودیم
ندیدی کلماتم را
بدنبال اثبات خودت بودی در میان سردرگمی های من
چگونه توقع داری که بیزار نباشم از دوباره اتفاق افتادن بدترین ثانیه های عمرم؟
چند زمانی نیاز دارم که تنها باشم
دور از چشمانت
دور از شک هایت
دور از قضاوت هایت
دور از چیزی که سعی کردی در من زنده کنی، ولی خودت با دستانت قاتلش شدی
چند زمانی نیاز دارم که عاشق نباشم
معمولی باشم...
شاید بتوانم درکت کنم

برچسب: نویسنده: نیکی احمدی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 12:29

صفحه بندی